امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

امیر علی هستی مامان و بابا

بزرگ مرد کوچک

1391/2/20 9:04
نویسنده : مامان الی
77 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزکم!

این روزها دیگه سعی میکنی جملات طولانی و کلمات سخت رو بگی.دیگه مرتب در حال صحبت هستی و با شیرین زبونیات دل همه رو بردی.وقتی میارمت خونه اولیت جایی که میری  تو آشپزخونه کنار یخچال و میگی ماما هنونه بعد من میگم نیست اشاره میکنی به فریزر ماما بسسسسنی.مامان قند تو دلش اب میشه و دلش به رحم میاد و از هر دو برات میاره تا نوش جان کنی.دیگه میری تو اتاقت و تنهایی با خودت بازی میکنی بازی مورد علاقت ماشین بازیه

زیباbaby24.gif15.gif

دیگه شبها تا صبح راحت میخوابی و کمتر برای شیر خوردن بیدار میشی .تو فکر اینم که تورو  تو اتاق خودت تنها بخوابونمو کم کم وابستگیتو کم کنم.14.gifBaby1f.gifBaby01c.gif

دیشب موقع خواب از حوله ای که رو در اتاقت بود ترسیده بودی وبهش  زل زده بودی باباهم بلند شد و بغلت کرد و چراغو روشن کرد و بهت گفت این حولست و تو نباید بترسی

Baby3e1.gif

دیشب با بابایی رفتیم پمپ بنزین کنار جایگاه روغن ماشین و .. میفروختند تو برگشتی گفتی سوسسسسه  سوسسسسسسسسه؟من که از خنده مرده بودم بهت گفتم نه مامان جون برای ماشینهاز بس که عاشق سس کچاب هستی همه چیزو شبیه سس میبینی.globebaby16.gif

بعدش رفتیم بوستان .ساعت نزدیک 10 بود و فروشگاه خیلی خلوت شده بود. تو اصرار داشتی خودت راه بری و تا بغلت میکردیم عصبانی میشدی و قهر میکردی البته سریع آشتی میکردی و نه مارو اذیت میکردی و نه خودتو.بابایی میگه این اخلاقت شبیه منه .طاقت قهرو نداری و سریع پشیمون میشی.اونجا یه آکواریوم فروشی بودی تا چشت به ماهی افتاد رفتی اونجا و دیگه  نمیخواستی با ما بیایی .خلاصه با زور اوردیمت خونه چون  شام نخورده بودی و حسابی هم دلی از عزا  دراودی.نوش جان

9.gifBaby1r.gif

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله مریم
23 اردیبهشت 91 13:24
واقعا با شیرین زبونیاش دل منو برده این پسر!!11


سلام خاله مریم
من منتظر یه دختر خاله ناز نازی ام .آخه من خیییلیی تنهام .دلم یه همبازی خوشگل میخواد.بوووووس